تنها جواب برای تروریسم و جنگافروزی رژیم ایران، برخورد قاطع جامعه بینالملل با حکومت آخوندها
اگر از انگیزههای اقتصادی یا وحشت از تروریسم رژیم که منشأ بسیاری از سیاستهای سازشکارانه درمقابل حکومت آخوندیاست بگذریم، بیتوجهی و عدم شناخت نسبت به ماهیت و کارکردهای یک دیکتاتوری مذهبی، به اشتباه محاسبههای مهلک سیاسی از سوی کشورهای غربی منجرشده است.
صدور تروریسم و بنیادگرایی برای این رژیم، نه یک امر تاکتیکی و برآمده از ملاحظات مقطعی، بلکه امری ذاتی است. رفسنجانی، نزدیکترین دستیار خمینی، میگوید: «او بهدرستی و عمیقاً از این فکر که ما محدود به ملیت یا نژاد یا سرزمینهای خود باشیم، متنفر بود». وی در جای دیگر تصریح میکند: «ایران پایگاه نهضت نوین جهان اسلام است، چشم مسلمانان جهان به اینجا دوخته شده است».
سیاست خارجی آخوندها نیز قبل از هرچیز ابزاری در خدمت همین هدف است. کتاب اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی، که توسط وزارت خارجه رژیم منتشر شده است، تصریح میکند: «تنها مرزی که اسلام میشناسد، مرز عقیدتی است و سایر مرزها (ازجمله مرزهای جغرافیایی) مطرود و محکوم است».
آخوندها برای تحقق «حکومت جهانی اسلام» تمام تلاش خود را برای سازمان دادن جریانهای ارتجاعی و بنیادگرا در کشورهای اسلامی، حتی درمیان اقلیتهای مسلمان در کشورهای غیرمسلمان، بهعمل میآورند. آنها همچنین میخواهند با استقرار یک حکومت دستنشانده در یک کشور اسلامی از آنجا بهمثابه یک سرپل برای رسیدن به سایر کشورهای اسلامی استفاده کنند.
اصلیترین هدف رژیم از تلاشهای گسترده و پرهزینهاش برای دستیابی به سلاح اتمی نیز تسهیل دخالتهایش در کشورهای منطقه است. اتمی بهترین تضمین برای بقای رژیم است و در اینصورت کشورهای غربی نخواهند توانست جلو نفوذ و پیشروی انقلاب اسلامی را بگیرند.
واضح است که گفتگو و انعطاف در مقابل چنین رژیمی، که بهطور رسمی خود را مسئول جهان اسلام میداند، تا چهاندازه خطرناک است. همچنانکه صرفنظر از تفاوتهای بنیادی بین رژیم خمینی و فاشیسم هیتلری به لحاظ ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی و نظامیـ رفتار مماشاتگرایانه برخی از کشورهای اروپایی با آلمان در سالهای قبل از جنگ جهانی دوم، سیاست تمکین و قرارداد ۱۹۳۸ مونیخ یا روابط شوروی و آلمان هیتلری حتی تا یکی دو سال اول جنگ به توسعهطلبی هیتلر میدان داد و کشورها یا جریاناتی را که با فاشیسم مبارزه میکردند دست تنها گذاشت.
این طنز تلخی است که امروز نیز رژیم، بهرغم همه بحرانهای اقتصادی و سیاسی و درگیریهای داخلی، توانسته است سیاست صدور تروریسم و ارتجاع و بنیادگرایی را شدت بخشد. چرا که اکثر کشورهای غربی همچنان بهخاطر منافع کوتاه مدت اقتصادی چشم خود را بر جنایتهای رژیم بسته و اجازه میدهند که آخوندها برای این جنایتها بهایی نپردازند.
تجربه نشان داده است که در برخورد با این دیکتاتوری قرون وسطایی فقط یک سیاست قاطعانه کارساز است. این رژیم از هرنوع انعطاف فقط علامت ضعف میگیرد و آن را دستمایه پیشرویهای بعدی خود میکند.
مقاومت ایران آرزوهای خمینی را بر باد داد
ملایان حاکم بر ایران فقط دشمن مردم ایران نیستند. آنان با صلح، دموکراسی، آرامش و برابری زن و مرد در همهجای دنیا دشمن هستند و تلاش میکنند شبکهیی از همه مرتجعان و بنیادگرایان در سراسر دنیا تشکیل دهند و در این راه بیشترین سوءاستفاده را از احساسات مذهبی مردم مسلمان میکنند.
اما این رژیم برای پیشبرد این اهداف شوم با یک مانع جدی مواجه بوده است. مجاهدین و متحدانشان از روز اول حاکمیت آخوندها، یک مقاومت سیاسی و فرهنگی و در سالهای بعد یک مقاومت نظامیـ را درمقابل این دیکتاتوری تروریستی و مذهبی سازمان دادند و با افشای اسلامپناهی دروغین خمینی درمیان مردم ایران زمینههای اجتماعی و سیاسی گسترش و صدور این بنیادگرایی را خشکانده و ظرفیتهای استراتژیک این رژیم را تحلیل بردهاند. این مقاومت آرزوهای خمینی را برای ایجاد یک «امپراطوری اسلامی» برباد داده است. این مقاومت، که ائتلافی از همه مخالفان دموکراتیک است، با تمام قوا برای استقرار یک دموکراسی کثرتگرا و مبرا از هرگونه تبعیض مذهبی در ایران، مبارزه میکند و از حمایت اقشار وسیع مردم برخوردار است.
اما متأسفانه دولتهای اروپایی با معاملات گسترده تجاری با آخوندها، نهتنها در نبرد ما با این دشمن مشترک عملاً درطرف این رژیم هستند، بلکه به آن میدان میدهند که علیه ارزشهای شناخته شده خود این کشورها دست به کار شود.
من معتقدم که یک عکسالعمل قاطع و یک اتحاد عمل بینالمللی علیه این رژیم، تنها راهی است که روند تحولات بهسمت دموکراسی در ایران را تسریع خواهد کرد. این سیاست فرصتهای طلایی برای دسترسی به سلاح اتمی یا استقرار یک دولت ارتجاعی دستنشانده را، در کشورهای دیگر، که به رژیم امکان گسترش حوزه نفوذ خود را میدهد، از رژیم آخوندی خواهد گرفت. امروز، در شرایطی که رژیم در منتهای ضعف قرار دارد و مقاومت عادلانه و سراسری و جایگزین مشروع حکومت آخوندی از هرجهت پیشروی میکند، امکان موفقیت یک جبهه متحد بینالمللی ضدبنیادگرایی از هرزمان دیگر بیشتر است.
قسمتی از سخنرانی مریم رجوی در سمینار بینالمللی پیرامون تروریسم رژیم ایران در چرچ هاوس لندن- سال ۱۳۷۵


Comments
Post a Comment